سديد الدين محمد عوفى
538
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
دريغ نداشتهام « 1 » ، و اگر امير را « 2 » باور نمىآيد « 3 » از زن و فرزند « 4 » او سؤال فرمايد تا صدق مقال من روشن گردد . حجاج فرمان داد تا زن آن عوان « 5 » را حاضر كردند « 6 » و پرسيد « 7 » كه درين فترتها شما كجا بوديد ؟ گفت : در خانهء فلان صراف ، و او در حق ما آن « 8 » انعام و « 9 » احسان « 10 » كرد كه « 11 » بيان به عبارت ، آن « 12 » وفا نكند « 13 » . حجاج را معلوم شد كه آن ناكس جزاى احسان او به « 14 » بدى مقابله مىكند ، و آن سعايت محض دروغ و بهتان است « 15 » . بفرمود تا آن عوان را هزار چوب بزدند و ندا كردند كه هركه نعمت منعم را به كفران مقابله كند و حق احسان مردمان فروگذارد « 16 » جزاى او اينست ، و از صراف عذر خواست و او را اطلاق فرمود « 17 » ، و آن مدبر بدبخت جام و بال كفران نعمت بچشيد و عقوبت بىوفايى در دنيا بكشيد . حكايت ( 4 ) آوردهاند كه عمرو بن عبد الملك را به راستاى « 18 » مسلمة « 19 » بن عوف حقوق بسيار و سوابق ايادى بيشمار بود « 20 » تا چون او را ايالت فوشنج « 21 »
--> ( 1 ) - مج : و به انواع نعمت در حق او و فرزندان او تلطف واجب داشتم ( 2 ) - مپ 2 - امير را ( 3 ) - مپ 2 : ندارى + امير ( 4 ) - مپ 2 : از فرزندان او ( 5 ) - مپ 2 : او ( 6 ) - مپ 2 و مج : آوردند ( 7 ) - مپ : گفت ( 8 ) - مپ 2 و مج - آن ( 9 ) - مپ 2 - انعام و ( 10 ) - مپ 2 + بسيار ، مج + آن ( 11 ) - مج + آن ( 12 ) - مج - آن ( 13 ) - مپ 2 - كه بيان به عبارت آن . . . نكند ( 14 ) - متن - به ( 15 ) - مپ 2 - و آن سعايت . . . است ( 16 ) - مپ 2 و حق احسان مردمان فروگذارد ( 17 ) - مپ 2 : رها كرد ( 18 ) - مج : براست ، بنياد : بر اشباه ( 19 ) - متن : مسلمه ، مج : سلمه ( 20 ) - متن و بنياد - ايادى بيشمار بود ( 21 ) - متن - فوشنخ ، مپ : آن ناحيت